چگونه بدانیم پیامبر(ص) واهل بیت(ع) از ما راضی هستند؟(خوان حکمت) ۰۲/ ۱۱/ ۱۳۹۵

چگونه بدانیم پیامبر(ص) واهل بیت(ع) از ما راضی هستند؟(خوان حکمت) 

   ۰۲/ ۱۱/ ۱۳۹۵

Image result for ‫حضرت آیت‌الله جوادی آملی (دام ظله)‬‎

مطلبی كه برای همه ما ضروری است این است كه بدانیم خدا از ما راضی است یا نه؟ انبیا از ما راضی هستند یا نه؟ و وجود مبارک حضرت ولیّ عصر از ما راضی است یا نه؟ این سؤال، سؤال همه ماهاست، ما دسترسی ظاهری به وجود مبارك حضرت نداریم كه ببینیم از ما راضی است یا نه! اما اینها نور واحدند،[1] وقتی ما به قرآن و نهج‌البلاغه و كلمات ائمه(علیهم‌السلام) دسترسی داریم، آن متكلّم‌ها در كلامشان ظهور می‌كنند، یك كلام عادی نیست.
تجلی خداوند در قرآن
شما ببینید وقتی وجود مبارك حضرت امیر، قرآن را معرفی می‌كند نمی‌فرماید یک کتاب و كلام عادی است. یك وقت كسی كتابی می‌نویسد یا سخنرانی می‌كند، این سخنرانی‌ها را جمع می‌كنند، كتاب می‌كنند یا مقالاتی می‌نویسد جمع می‌كنند، به هر حال اینها كتاب مصطلح اوست یا سخنان اوست. قرآن در عین حال كه تمام این الفاظ، كلمات الهی است و گذشته از اینكه معجزه است، یك ویژگی دارد كه در هیچ كتابی نیست و آن ویژگی را وجود مبارك حضرت امیر در قرآن كریم مشخص كرده است. فرمود هر متكلّمی حرف می‌زند و هر مؤلفی هم كتاب می‌نویسد؛ اما آن طور نیست كه آن متكلّم در كلامش تجلّی كند یا آن مؤلف در كتابش جلوه كند. قرآن یك كتاب خاصی است كه آن گوینده و پدیدآورنده‌اش در اینجا جلوه كرده است: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ‏ فِی كِتَابِه‏»؛[2] فرمود این یك كتاب معمولی نیست كه شما بگوئید خدا این را نوشت یا خدا گفت؛ خدا در این كتاب تجلّی كرده است این بیان، بیان قرآن ناطق است، فرمود چرا خدا را نمی‌بینید؟! خدا با چشمِ سر دیدنی نیست، اما با چشم سِرّ دیدنی است. فرمود او اصلاً خودش را نشان داد، شما او را ببینید، شما فقط كلام را می‌شنوید یا می‌بینید. دیدنِ كلام هنر نیست، دیدن متكلّم هنر است. مفسّر آن نیست كه كلام را ببیند. همه شما در دانشگاه یا حوزه با این كتاب‌ها مأنوسید. یك كتاب است كه مؤلف می‌نویسد و یك كتاب است كه شارح آن را شرح می‌كند. یك وقت است كه آن شارح می‌گوید: «قال المصنف و أقول»؛ این می‌شود شرح«قال أقول»، یا شرح مزجی است مثل اینکه صاحب جواهر حرف محقق را نقل می‌کند، بدون اینکه بگوید: «قال و أقول»، آن را شرح می‌کند، به هر حال شارح در قبال ماتن است. هیچ مفسری نمی‌گوید «قال الله و أقول»، مفسّر می‌گوید «قال الله» در متن، «قال الله» در شرح، خود را خلیفه او می‌بیند حرف او را می‌زند، نه حرف خودش را. این برای آن است كه یك مفسّر باید متكلّم را ببیند. اگر مفسّر حرف خودش را زد كه می‌شود تفسیر به رأی؛ اینكه می‌گویند تفسیر به رأی نكنید؛ یعنی خودتان را نبینید، آن متكلّم را ببینید، متكلّمی كه خودش را به شما نشان داد، این غایب نیست.
راه جلب رضایت اهل بیت(ع)
همه ما می‌خواهیم ببینیم خدا و پیغمبر و اهل بیت از ما راضی هستند؟ و عمده در عصر ما این است كه وجود مبارك حضرت ولی عصر از ما راضی است یا نه؟ این آرزوی همه ماست. همه‌ اینها یك نورند: «کُلُّهُم نورٌ واحِد» اگر ما به كلام خود حضرت دسترسی نداریم به قرآن دسترسی داریم، به نهج‌البلاغه دسترسی داریم. وجود مبارك حضرت امیر مطلبی فرمود كه اگر الآن ما خدمت حضرت ولی عصر(ع) می‌رسیدیم، وجود مباركش همین حرف را می‌زد. حضرت امیرفرمود: من برادری داشتم نزد چشمان من خیلی بزرگ بود، من او را بزرگ می‌دیدم: «كَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّه‏ كَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ» این برادر من بود؛ حالا بعضی گفتند مقداد بود، بعضی گفتند اباذر بود؛ به هر حال یكی از اصحاب حضرت بود. فرمود این در چشمان من بزرگ بود، نه تنها نزد من محبوب بود، نه تنها مرضیّ من بود؛ بلكه من او را به عنوان بزرگ می‌دیدم، چرا؟ چون دنیا در چشم او کوچک بود، الآن وجود مبارک ولیّ عصر هم همین حرف را می‌زند. می‌فرماید من کسی دارم، دوستی دارم که نزد چشمان من بزرگ است، فرقی بین كلام حضرت امیر و حضرت حجّت نیست. اگر اینها نور واحدند که هستند، حرف‌هایشان یكی است. این راه را به ما نشان می‌دهد، نه تنها مورد عنایت خواهیم شد و نه تنها مورد رضای حضرت خواهیم بود؛ بلکه در چشمان نورانی‌اش به عظمت ظهور می‌كنیم؛ این راه باز است؛ حالا چه مقداد چه اباذر، آنها معصوم نبودند، امام و امامزاده نبودند، پیغمبر و پیغمبرزاده نبودند، شاگرد اینها بودند. پس می‌شود شاگردی، طلبه‌ای یا دانشجویی به جایی برسد كه امام زمان(ع) بفرماید او در چشمان من بزرگ است؛ حیف است ما این مقام را از دست بدهیم، این راه باز است؛ این راه را نبستند. عده‌ای از آنها هم كه سابقه بت‌پرستی داشتند بعد به اینجا رسیدند، قبل از اسلام خیلی از اینها بت‌پرست بودند؛ پس این راه باز است. ما چرا از این و آن بپرسیم كه آیا امام زمان از ما راضی است یا نه؟ خودمان می‌توانیم بفهمیم حضرت از ما راضی است یا نه؟ فرمود: «كَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ»[3] این برادر نه تنها با اموی و مروانی مبارزه كرد، با استكبار و استثمار و استعمار و استحمار بیرونی مبارزه كرد، با استبداد و استکبار درونی هم مبارزه كرد. از سلطنت شکم، هوس و هوی بیرون آمد: «کان خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ». این راه باز است.
بنابراین ما همان‌طوری كه یك نُه دی داریم در برابر بیگانه‌ها، هر روز هم یك نُه دی داریم، هر روز عاشورا داریم، هر روز 28 صفر داریم تا از سلطنت هوس بیرون بیائیم، وقتی بیرون آمدیم راحت هستیم. از چنین شخصی اگر سؤال بکنند، می‌گوید یقیناً حضرت از من راضی است؛ چون تمام دستورات حضرت را دارم انجام می‌دهم. حالا چرا از این و آن بپرسیم كه این خوب است یا آن خوب است آیا از ما راضی است یا نه.
یک وقت از وجود مبارک حضرت امیر سؤال کردند عقل چیست؟ یا عدل چیست؟ فرمود: «وضع کل شیءٍ فی موضعه». یعنی انسان هرچیزی را در جای خودش بگذارد[4]عرض کردند جهل چیست؟ فرمود «گفتم»! این «گفتم»؛ یعنی از راه «تعرف الاشیاء باضدادها» متوجه بشوید. اگر عقل «وضع کل شیءٍ فی موضعه» است، جهل در قبال عقل است؛ یعنی چیزی را انسان در جای خودش نگذارد. دیگر حضرت نفرمود «عدم وضع شیءٍ فی موضعه»، فرمود شما که عقل را می‌دانید، جهل را هم می‌دانید.
 رضای خدا در رضای اهل بیت(ع)
اینجا هم وقتی حضرت فرمود این شخص در چشمان من بزرگ است، وجود مبارك ولیّ عصر هم همین حرف را دارد. حالا اگر خواستیم از حضرت سؤال كنیم چه كسی از چشم شما دور است؟ به ما می‌فرماید گفتیم؛ یعنی «تعرف الاشیاء باضدادها». یعنی كسی كه دنیا در چشم او بزرگ است، او مرتب منتظر است صدرنشین شود، فلان مقام یا پُست را بگیرد، فرمود این از چشمِ من دور است! اگر نظام ما، مردم ما، همه ما به این فكر باشیم كه این خواسته‌های دین عمل شود حالا یا به دست ما یا به دست دیگری، هم وحدت حاصل می‌شود، هم هیچ كدام ما تلاش نداریم كه صدرنشین باشیم، فرمود نزد من عزیز هستید. اگر «كَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ»؛ آن وقت مقابلش این است كه «من كان الدنیا عنده عظیمة فهو عند الله و عند رسوله و عند أهل بیته صغیرٌ»؛ این براساس «تعرف الاشیاء باضدادها» هست.
 بنابراین ما این راهها را داریم؛ هم مبارزه با بیرون، هم مبارزه با درون و به خوبی می‌توانیم بفهمیم حضرات معصومین از ما راضی هستند و اگر ایشان از ما راضی بودند دیگر یقیناً به لطف الهی به جایی می‌رسیم که «رِضَی اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْت»،[5] این بیان وجود مبارک سیدالشهداء هم بیان همه اهل‌بیت است. رضای اینها غیر از رضای خدا نیست، چون این بیان نورانی حضرت امیر در نهج‌البلاغه كه فرمود: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ‏ فِی كِتَابِه‏» اینها مگر معادل قرآن نیستند، اگر معادل قرآ‌‌‌نند كه هستند، پس «تجلّی الله فیهم»؛ اینها می‌شوند جلوه، تجلّی و نور الهی، این نور الهی وقتی از ما راضی باشد؛ یعنی «الله» از ما راضی است.
بیانات حضرت آیت‌الله جوادی آملی (دام ظله) در جلسه درس اخلاق در دیدار با جمعی از دانشجویان ، طلاب و پرسنل نیروی انتظامی، قم؛ 9 /10 / 1395 .
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
[1]. ر.ک: الغیبة نعمانی، ص93؛            [2]. نهج‌‌البلاغهًْ صبحی صالح، خ 147.
[3]. نهج البلاغهًْ صبحی صالح، حکمت289.     [4]. ر.ک: نهج‌البلاغه، حکمت437؛
[5]. اللهوف (ترجمه فهری)، النص، ص61.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.