من دعا کردم …

‌ ساعت کمی به یازده 

گوشه ی باغ طالقان 

سمت درخت سیب

وقتی مادر بزرگ 

خندان 

با کاسه ی آجیل در دست نشست و 

مرا بوسید و گفت :

<< عزیزم سبزه گره بزن

تا آرزوهات بر آورده بشه. >>

من دعا کردم 

تو همان باشی که 

به بختم گره می زنم ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.