حرف اخر

سلام به عشقم خوبي چند لحظه پيش پيام دادي كه ديگه ...

بزار يه چيزي و بهت بگم سال 85 با دختري تو دانشگاه دوست شدم كه خيلي دوستش داشتم يه مدت تو بهترين روزهاي زندگيم داشتم سير ميكردم خوب اولين تجربه بود برام . روزها و ساعت ها و حتي دقيقه ها با هم صحبت ميكرديم. تا اين كه من قرار شد بيام خونه ق . كه برام يه كاري پيش اومد نيامدم. گفتم بزار فردا سوپرايز بشه رفتم دانشگاه ديدم اوه اوه چه خنده هايي چه قدر صدا برام آشناست . از بد روزگار رفتم ديدم اون كسي كه به اسمم قسم ميخورد داره گل ميگه و گل ميشنوه . همون جا بهش اس دادم كه كجايي خوبي خوش ميگذره ميدوني جواب چي داد . گفت نه عزيزم تنها نشستم تو حياط دانشگاه دارم به عكست نگاه ميكنم . منم نامردي نكردم صداش كردم . وقتي ديد منو تو جاش خشكش زد . يه سري تكون دادم اومدم بيرون . كه دوستش اومد دنبالم آرومم كنه ... از اون موقع فهميدم عشق و عاشقي و دوست داشتن همش كشكه . بازم توبه نكردم رفتم سراغش وقتي ديدم نه مثل قديم نيست فهميدم كه ديگه جاي من پيش اون نيست . منم شدم مثل خودش يه كاري كردم كه بفهمه اشتباه كرده . مني كه تو اون مدت دوستي براش چيزي كم نزاشتم چرا من !!!!!

شكسته شدم و تنها تو شهر غريب . آره عشقم (از ته دل گفتم و ميگم) تو بودي چي ميكردي هان ؟

تو الان به سيگار كشيدن من گير ميدي ولي اون موقع بودي چي ميگفتي . شدم يه آدم ....

آره عزيزم بدي كرد بهم مثل الان تو .

برام ديگه بعد يه مدت مهم نبود بود و نبودش ولي بعضي وقتها آزارم مياد فكرش و خيالش . تا اين كه با م آشنا شدم كه اي كاش ميمردم . خودت ميدوني كه چيه قضيه؟؟/

تو اين مدت زندگي با اون تنها اتفاق خوب آشنا شدن با تو بود به جان ي راست ميگم .

تازه داشتم پيشت  احساس آرامش ميكردم كه تو خرابش كردي (ميدونم چي ميخواي بگي) هيچ وقت فراموش نميكنم دقيقاً 93/12/18 بود كه تو يه اعترافي كردي گفتي م من يه كاري كردم ميدونم اشتباه بود ولي ندونسته انجام دادم .

اولش گفتي مجبور شدم بگم كه اگه مشكلي پيش اومد بتونه كار كنه

بعدش گفتي دلم پر بود نميدونم چرا يهويي درد دل كردم !!!!!!!!

ببخش منو ديگه تكرار نميشه يادته حرفهاي خودت بود .

اينا هيچ كدوم مهم نيست مهم تر از اون رابطه سرد تو با منه .

از همون موقع تنم لرزيد گفتم م تنها شدي رفت چرا ميزاري با دلت بازي كنند چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

زندگي من همينه ديگه هر روز ازم دورتر ميشدي هر روز بهم به توجه تر . ديگه برات مهم نبودم كه چه كار ميكنم . بي ارزش و بي ارزش تر شدم برات . عزيزم هم حس كردم هم ديدم كه ديگه مهم نبودم برات ....

بازم بگم ؟؟؟؟؟؟

خواستم بگم من يه بار تجربه كردم اين قضيه رو فقط فرق تو با اون اينه كه تو رو از ته قلبم دوست داشتم و عاشقت بودم . به جان ي راست ميگم .

كلاً هواست نيست به من تنها گذاشتي بد تنهام گذاشتي

چند بار خواستم برم از زندگيت ولي نتونستم ولي امروز تصميم جدي گرفتم كه برم براي هميشه . تو هر جا خوشي باش .

عشقم هر جا خوشي بدون همون جا آرزومه كه هيچ وقت غم ديگه سراغت نياد .

زنگ زدم به ... براي سوزاندن خط تلفن با بغض سوزاندم .

تمام شد تمام .

هميشه مينويسم برات ولي بدون ....

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.