جایی بدی

ساعت 16:30 با ابی سیف از شرکت زده ایم بیرون قبل اینکه بیام بیرون از طریق واتس آپ به پیمان ح مدیر بازرگانی گفتم چه کارهای کرده ام بعدش گفت یه نیم ساعت دیگه زنگ بزن به آقای حق مدیر عامل بگو مشکلات و کارهاتو ... 

توی راه ابی سیف گفت آقای حق مدیر عامل بهش گفته یه وب سایت طراحی کنه که آب کو.س خانم عین تراولچی راه بیفته و مرد هام میببنند آب کی.رشون راه بیفته .... 

اومدم خونه مامان خانم و بابا خان خونه نبودن الان تماس تصویری بابا خان گرفت که رفتند خونه داداش محسن ، بابا خان فردا صبح عازم ماهشهر که برای اربعین بره کربلا، مامان خانم قورمه سبزی درست کرده بود من اصلا قورمه سبزی دوست نداره اوغ حالم بهم میخوره ولی اینقدر گرسنمه بود حسابی کشیده ام و خورده ام ...

بعدش زنگ زده ام به آقای حق مدیر عامل بهم میگه آقای ف خوشگ مو شرابی چه خبر ؟ میخوام ک.ر کاری کنم بشه 1 متر ترتیب پیمان ح مدیر بازرگانی رو بدی؟ ازم پرسید تا کی شرکت بودی گفت 18:30 ؟ گفت ناپرهیزی کردی؟ زمانی که من داشتم لیسانیس میگرفتم بیشتر تو کار میکردم ... 
بنظرم جایی درستی کار نمیکنم باید بیام بیرون نمیدونم بهرحال ....




نکته : از ساعت 8 هرربع کم دارم این پست رو مینویسم الان 22:30 هست وسط یه 2 ساعتی خوابیده ام اینقدر داغون و خسته ام 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.